شیخ بهایی معمار زندگی

[quote arrow=”yes”]دنیا جایی است که باید در آن زندگی کرد و شیخ بهایی این را بهتر از هر کسی می‌دانست. زیستن در دنیا باید به زیبایی هر‌چه تمام باشد تا برازنده نام زندگی باشد و اگر کسی به این زیبایی ایمان داشته باشد، به طور حتم به دنبال ساختن دنیا می‌رود.[/quote]

شیخ بهایی به زیبایی دنیا ایمان داشت و هر روزش را برای کشف زیبایی دنیا آغاز می‌کرد و آن را در هر جایی می‌جست.

 

زیبایی و شیخ بهایی

در شعر و ادب زیبایی را چون دانه‌ای در خاک می‌کاشت. در  زمزمه جویباران زاینده رود جستجو می‌کرد و تقسیم آب این رود زیبا را به زیبایی انجام داد. مسجد بزرگی ساخت که صدای خطیب در زیر گنبد آن تا دورترین جای شبستان می‌رفت و این کشف زیبایی صدا‌ها بود. با خود می‌اندیشید اگر مسجدی بسازد که با تکان‌های اطراف بجنبد، چه می‌شود؛پس منار جنبان را ساخت. در میان ستاره‌های آسمان و وقایع نجومی بی‌شک جز زیبایی چیزی نمی‌جست و در علوم عقلی و فلسفی آراستن ‌ذهن آدمی را پدید می‌آورد.

مسجد شیخ بهایی

معماری هنر بینظیر شیخ بهایی

معماران خاک را به هنر کیمیا می‌کنند. شیخ بهایی دنیا را در هندسه‌ای عظیم و بی‌بدیل می‌دید و از کوه و جنگل زیبایی را درک می‌کرد. او معمار بود و معماران کویر را با رمل‌هایش مظهر تناسب می‌بینند و ابر را بلندترین سقفی می‌پندارند که بر سر آسمان است. اما چرا 3 اردیبهشت را روز معمار نام نهاده‌اند؟

سوم اردیبهشت، به مناسبت تولد شیخ بهایی معمار، شاعر، ستاره‌شناس و دانشمند ایرانی روز معمار نام گرفته است. شاید اسرارآمیزترین زندگی‌نامه مشاهیر ادب و هنر ایران زندگی‌نامه شیخ‌ بهایی است. زندگی او از شهر بعلبک در  لبنان شروع می‌شود و در جوار مرقد امام هشتم شیعیان در مشهد به پایان می‌رسد.

شیخ بهایی از شیعیان عرب بعلبک لبنان بود. در 13 سالگی همراه خانواده‌اش به ایران کوچ کرد و در قزوین سکنا گزید. خانواده این مرد بزرگ به سبب آزار و اذیت حکومت عثمانی به ایران  مهاجرت کردند و تا آخر عمر در ایران ماندند. جالب آنکه شیخ بهایی که در خانواده‌ای عرب بزرگ شده بود، اشعار بسیار زیبایی به فارسی سرود و دیوان این مرد بزرگ، نام او را در میان بهترین شعرای فارسی جای داده است.

مسمط شیخ بهایی را خوانندگان و خوشنویسان بسیاری خوانده‌اند و به کلک زرین خود نگاشته‌اند. این شعر از هفت قسمت 5 بیتی ساخته شده است و هر بیت پایانی این غزل، از غزل شاعری دیگر به نام خیالی برگرفته شده است که این کار را در آرایه های ادبی تضمین می‌نامند. این شعر زیبا با این ابیات شروع می‌شود:

 

تاکی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به سر آید، شب هجران تو یا نه؟

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

شیخ بهایی نابغه تمامعیار عصر خویش

شاید هرگز در تاریخ هیچ جای ممالک متمدن روزگار ما کسی را به اندازه شیخ بهایی صاحب تولید و نبوغ نیابیم. برای نام نهادن روز معمار، به زیور نام این نابغه بزرگ جهان اسلام، کافی است به یکی از ساخته‌های شیخ بهایی بنگریم تا به نبوغ این مرد بزرگ پی ببریم.

می‌گویند در اصفهان شیخ حمامی ساخته‌اند که با یک شمع گرم می‌شده است. تحقیقاتی درباره این حمام انجام شده است، این احتمال را به وجود می‌آورد که این حمام با گاز فاضلاب شهر اصفهان گرم می‌شده و این گاز در زیر خزینه آن همیشه می‌سوخته است.

حمام شیخ بهایی

 

معماری گمگشته شیخ بهایی

معماری برای شیخ علمی بسیار بیشتر از علم سکونت انسان در فضا بوده است. او مانند شعرهایش با معماری برخورد می‌کرده است و شاعر خشت‌ها و کاشی‌ها و هندسه فضا بوده است. معماری شاید حلقه واسط شخصیت شیخ بوده است. حلقه واسطی که تا آن را درست درک نکنید، نمی‌توانید به کنه شخصیت او پی ببرید. شیخ بهایی را باید دید و زیر سایه‌های بلند زیبایی که او در 500 سال پیش خلق کرده، باید زیست.

[review]

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

بنر بلاگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *